آرامش در بیرون لندن


  
کتاب آرامش در بیرون لندن با موضوع کرامات مهدوی، دارای متنی ادبی و روان و در قالب داستان ارائه شده است.

این کتاب داستانی به زندگی فردی به نام حمید می‌پردازد که پس از تشرفی در لندن، متحول می شود و معنویت به زندگی او راه پیدا می کند.

در بخشی از این کتاب می خوانید: «بله ، هانیه هم زرنگه و هم باهوش، ولی وضعیت من جوری شده که این طفلک مجبوره تو این سن و سال کارکنه.
مشکلتون چیه برادر؟
من تا دوسال پیش، سرِ پا بودم. خانمم هم زنده بود. زندگی رو به راهی داشتیم. تا این که، یک دفعه من زمین گیر شدم. قدرت حرکت دادن پاها رو از دست دادم. دکترها می گفتند: شاید به خاطر گاز شیمیایی فلج کننده باشه که در جبهه دچارش شدم و حالا خودش رو نشان داده و برای تشخیص دقیق تر و معالجه باید به آلمان بروم.
ولی من که مدرکی از جبهه خودم نداشتم، نتونستم سراغ بنیاد شهید و امور ایثارگران برم و برای معالجه کاری بکنم.
آخه اون زمان به خاطر شهادت، عازم جبهه می شدیم. فکر نمی کردیم بعد از جنگ همه چی مدرکی بشه. بالاخره خانه نشین شدیم و خانمم شاغل شد . اون بنده خدا هم به پای من سوخت. یک روز که از سر کار بر می گشت از فرط خستگی، توی همین خیابونی که شما ازش گذشتین ،حواسش پرت شده بود. نامردی هم با ماشین زیرش گرفته و فرار کرد. اون روز به جای تن خسته اش، جسد خونی اش به خونه اومد. خدا می دونه اون شب به من و بچه ها چه گذشت.
حمید از اینکه هنگام حرف زدن با دخترک در جمکران فکر کرده بود، دخترک برایش نمایش بازی می کند، ازخودش متنفر بود. اینک چهره معصوم دختر در برابر او بود و نگاه های او هزاران حرف ناگفته با حمید داشت.
او از این که خودش در تهران به خاطر داشتن مدرک درس هایی که خوانده و دانش هایی که با هزینه کشور آموخته؛ و در مقام مسئول، بهترین زندگی مادی را دارد و از بی مدرکی این مرد در مقابل فداکاری هایی که داوطلبانه برای حفظ اسلام و کشور انجام داده و بدون هیچ توقعی در خانه ای اجاره ای و کوچک و بدون هیچ امکاناتی زندگی می کرد، بسیار شرمنده بود.»

کتاب آرامش در بیرون لندن به قلم یحیی صالح نیا در سال 1389 با شمارگان 2000 نسخه در 70 صفحه به همت انتشارات مسجد مقدس جمکران منتشر شده است.