لقمان نامه


  

مقدّمه

توجّه به الگوهای علمی وعملی برای زندگی صحیح تر وبهترانسانها نقش حیاتی دارد. در این میان، الگوهایی که مورد تأیید قرآن کریم باشند جزو بهترین ها محسوب می شوند. لقمان حکیم از جملۀ معدود افرادی است که علیرغم پیامبرنبودن، به خاطر حکمت علمی وعملی مورد توجّه خداوند قرار گرفته و از سرچشمۀ حکمت الهی بیش از پیش بهره مند گشته است. درقرآن کریم یک سوره به نام او نامگذاری شده و در قسمتی از همین سوره ده مورد از مهمترین پندهای او به فرزندش ناتان آورده شده است. از آنجا که مخاطب اوّلیّۀ این پندها یک نوجوان بوده لذا در کتاب حاضر پندهای بسیار سودمند آن بزرگوار به همراه مختصری از زندگی ونیز داستانهایی از حکمت عملی ایشان جمع آوری شده وبرای گروه سنّی نوجوان وجوان باز نویسی شده است.البتّه همۀ اقشار سنّی میتوانند از این پندها وداستانها درحدّ خود استفاده کنند وبازگویی کودکانۀ قصّه ها وپندهای موجود توسط بزرگترها برای نونهالان وکودکان می تواند در تربیت صحیح آنان بسیار مؤثر باشد.

یحیی صالح نیا

لقمان که بود؟

لقمان ، غلام سياهى بود که در سرزمين سودان چشم به جهان گشود. بنا بر قولی اويکى از معمرين تاريخ است و سه هزار وپانصد سال عمر کرده است. بعضى او را پسر خواهر ايوب و بعضى ديگر پسر خاله ايوب و عده اى ديگر او را از عموزادگان ابراهيم عليه السلام دانسته اند.

لقمان جزو قوم عاد بود و در زمان هود نبی در میان این قوم زندگی می کرد. هود پيغمبر مدت پنجاه سال قوم عاد را به دين خدا دعوت کرد و از آن قوم جز مرثد بن سعد ولقمان بن عاد وگروه اندکى وى را اجابت ننمود وچون هود از آنها نوميد گشت آنان را نفرين نمود ومدت هفت سال به قحطى وگرانى سخت دچار گشتند ، قوم به مشورت پرداختند ودر نتيجه قيل بن قين ولقمان بن عاد ومرثد بن سعد را با چند تن جهت طلب باران از خدا به مکه فرستادند.

آنان برفتند و در راه دیدند که ابر سياهی بزرگی متوجه قوم عاد شد ، قيل ويارانش در اثناى راه خبر هلاکت قوم خود را شنيدند وچون آنان نیز مشرک بودند در آنجا به دوزخ شتافتند .

مرثد ولقمان که مؤمن بودند چون بر اين حال واقف شدند از غيب آوازى شنيدند که هر يک از شما حاجتى از خدا بخواهيد که مستجاب خواهد شد . لقمان از خدا عمر فراوان خواست ومرثد حاجت ديگر را وهر دو به اجابت رسيد ... .

گرچه لقمان چهره اى سياه و نازيبا داشت، ولى از دلى روشن، فکرى باز و ايمانى استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانى برده اى مملوک بود، به دليل نبوغ عجيب و حکمت وسيعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ى آفاق شد.

او مردى امين بود، چشم از حرام فرو مى بست، از اداى حرف ناسزا و بى مورد پرهيز مى کرد و هيچگاه دامن خود را به گناه نيالود و همواره در امور زندگى شرط عفت و اخلاص را رعايت مى کرد. اوقات فراغت خود را به سکوت و تفکر در امور جهان و معرفت حق تعالى مى گذراندو براى گذراندن امور زندگى ابتدا به چوپانی وسپس به خياطى و مدتی نیز به نجّاری مشغول بود.

آورده اند که روزى لقمان با پسر خويش در عيش نشسته بود ، همين که آثار مرگ بر او ظاهر گرديد به گريه آغازيد ، پسر گفت : اى پدر گريه تو از خوف مرگ است يا حرص دنيا ؟ گفت : هيچ کدام ، گريه من براى آن است که در پيش روى خود بيابان هولناک وعقبات طولانى وبار گران مى بينم با نداشتن زاد وراحله ، وندانم که اين بار گران از دوشم بردارند يا با آن به سوى دوزخ رهسپار گردم .

قبر لقمان ميان مسجد لقمه (از شهرهاى فلسطين) و بازار این شهر است . علاوه بر قبر لقمان قبور هفتاد تن از انبياء عظام که پس از لقمان وفات کرده اند در آنجا است ، جهتش آن که بنى اسرائيل ، انبياء را از نزد خود اخراج ودر منطقۀ رمله محصور کردند ودر آنجا بودند تا همگى از گرسنگى به شهادت رسیدند .