تربیت حماسی وضرورت اماده سازی جوانان برای ظهور

تاریخ انتشار: 1395/02/16 21:32

  
ترببت حماسی وضرورت آماده سازی جوانان برای ظهور موعود

چکیده

جهان بشریّت منتظر پرورش حماسه سازانی است که به ندای امام حق که قرنهاست به انتظار آنان نشسته است لبّیک بگویند. حرکت عظیم او نیازمند پرورش جوانانی است که حاصل تربیت صحیح اسلامی وحماسی باشند. در این راستا مقالۀ حاضر بعد از نقل یک داستان حماسی به فهرست کردن شاخصه های تربیت حماسی ومهدوی پرداخته و ارادۀ محکم، دلیری، کاری بودن، عاشق بودن و... را از جملۀ این شاخصه ها برشمرده است. در ادامه  با نقل روایاتی زیبا به اهمیّت یاران حماسه ساز در نهضت های الهی اشاره شده وپس از آن به وظایف کنونی جوانان ایرانی پرداخته شده است.آرمان شناسی، نفی نگاه غربی به جهان وانسان، تبدیل توهّم به تحوّل در تحلیل مسائل آیندۀ جهان،تقویت و رشد علمی و معنوی جوان ایرانی از اهمّ وظایف مذکور عنوان شده است.

قرار است در این مقاله از تربیت حماسی و لزوم آماده سازی منتظرانِ جوان برای یاری مهدی موعود سخن بگوییم.

در این عرصه حرف اساسی این است که خداوند متعال برای یاری مظلومان، منتظر محافظه کاران واحزاب وگروهها ونخبگان! نخواهد ماند وسنّت الهی بر این است که: «ولینصرنّ الله من ینصره.»[1]

واکنون جهان بشریّت منتظر پرورش حماسه سازانی است که به ندای امام حق که قرنهاست به انتظار آنان نشسته است لبّیک بگویند. حرکت عظیم او فقط 313 جوان گمنام! می خواهد که حاصل تربیت صحیح اسلامی وحماسی باشند.

قال ابوعبدالله، علیه السلام: اما لو کملت العدة الموصوفة ثلثمائة و بضعة عشر کان الذى تریدون.... [2]

امام صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید که اگر آن تعدادی را که توصیف شده اند، (سیصد و اندى) تکمیل گردد آن چه مى خواهید(حکومت معصوم) انجام خواهد شد... .

 ترجیح می دهم سخن را با یک داستان ادامه دهم! وفکرمی کنم همۀحرفی که می خواهم بگویم در این داستان نهفته است.

داستان مربوط به بزرگ ترین عملیات استشهادى قرن اخیر است. عملیات این جوان حماسه ساز لبنانی در ادبیات سیاسى و تاریخى ایالات متحده آمریکا به «کابوس اکتبر 83» اشتهار پیدا کرد.



 در فرودگاه بین‏المللى بیروت واقع در حومه‏ى جنوبى و محل سکونت شیعیان، ساختمان چهار طبقه‏ى مستحکمى قرار داشت. این ساختمان از بتون مسلح ساخته شده بود که براى انهدام آن، احتیاج به مواد منفجره‏ى بسیار زیادى بود.

در روز چهارشنبه مورخ 3/6/1362 ه.ش (25 اوت 1982م) تفنگداران دریایى آمریکا، وارد بیروت شدند تا بر اخراج چریک‏هاى فلسطینى از پایتخت لبنان نظارت کنند. نیروهاى آمریکایى گروه - گروه در طبقات و اتاق‏هاى این ساختمان ساکن شدند.

آمریکایی هاى تازه وارد، در همان روزهای اوّلیّه خوی استکباری خود را نشان داده و در بلبشوی آشوبهای داخلی، مناطق مسلمان نشین بر فراز کوه‏هاى مرکزى لبنان را با بی رحمی مورد حمله قرار دادند.

 تفنگداران آمریکایى که هیچ‏گاه از عیاشى و فساد دست‏بر نمى‏داشتند، با بی خیالی نسبت به کشته شدن صدها زن وکودک وپیر در اثر بمباران ها وحمله های آنان، هر شب در محل استقرار خود در نزدیکى فرودگاه بین‏المللى بیروت، جشن برپا می کردند. و فواحش هدیه‏ایِ گروههای وطن فروش نیز تا نیمه‏هاى شب به سرگرم کردن سربازان مشغول بودند.

ولی این اوضاع طول نکشید ویک جوان گمنام، وظیفۀ سازمانهای بین المللی دفاع از حقوق بشر را که از انجام آن سر باز می زدند در یک شب انجام داد.

حدوداً 24روز پس از ورودآمریکایی ها به بیروت بود که راننده‏ى خندان وجوان یک کامیون بنز، پایگاه واحد دریایى آمریکا را منفجر ساخت و تفنگداران آدمکش را که از فرط عیّاشی همه در خواب بودند، به هوا پرتاب کرد.

کامیون مرسدس بنز، از درِ جنوبى وارد طبقه‏ى همکف شد و طبقات دیگر را ویران کرد. در یک لحظه انفجارى عظیم بیروت را به لرزه در آورد. دقایقى نگذشت که ابرى سیاه و غلیظ،آسمان محل حادثه را پوشاند. ساختمان فرماندهى تفنگداران، در یک چشم بر هم زدن، به گورستانى دست جمعى تبدیل شده بود.

در همان اولین لحظات، ابر غلیظ قارچ مانندى که بزرگ و بزرگ‏تر مى‏شد در آسمان به چشم خورد. این صحنه، خیلى‏ها را به یاد انفجار عظیم "هیروشیما " انداخت.

با پخش خبر انفجار مقر آمریکایى‏ها، مردم ستم کشیده بیروت و به خصوص مسلمانان، شادمان و خوشحال این ضربه عظیم را بر پیکر جنایتکاران "یانکى " تبریک گفتند. جوّ رُعب و وحشت بر روحیه‏ى نیروهاى خارجى حاضر در لبنان، به خصوص آمریکایى‏ها سایه افکند. از آن روز به بعد، گزارش‏ها و تهدیدهاى مکررى درباره‏ى کامیون‏هاى بزرگى که به سرعت در حرکت بودند، و راننده‏هایشان لبخند بر لب داشتند، به نیروهاى مداخله‏گر مى‏رسید و آن‏ها را در کابوس مرگ فرو مى‏برد.

این انفجار ، بسیارى از طرح‏ها و برنامه‏هاى آمریکا براى دخالت هر چه بیش‏تر در لبنان را به هم ریخت، و بسیارى از تحلیل‏گران و صاحب‏نظران را به اعتراض علیه سیاست‏هاى سردمداران سیاسى آمریکا واداشت.

عملیّاتی که داستانش گذشت نماد یک حماسۀ متفاوت است چرا که:

1.   هدف آن؛ تفنگداران دریایى آمریکا در بیروت بودند که فرعون وار پسران لبنانی را می کشتند ودختران لبنانی را تباه می کردند ونه نمازگذاران سنّی یا شیعه که در مناجات موسی گونه با خدای خود بودند!

2.   خوشحال شدگان از این عملیّات همۀ مردان وزنان رنج دیده در همۀ کشورهای مستضعف بودند ونه شیوخ شکمبارۀ وهّابی که بزرگترین همّتشان تردد بین مطبخ ومستراح است.[3]

3.   وانجام دهندۀ: آن یک جوان شیعۀ لبنانی بود که هرگز شناخته نشد ونه یکی از اعضای طالبان که پس از دو سال درس خواندن خود را از همۀ علما داناتر بداند وازمشرک بودن همه جز خود واطرافیانش رنج ببرد! وکار احمقانۀ خود را در بوق بی بی سی و الجزیره کند.

واینک تنها چیزی که از جوان گمنام وحماسه ساز لبنانی باقی مانده حماسۀ بزرگ وهوشیارانۀ اوست که نشان از یک تربیت صحیح اسلامی دارد.[4]

شاخصه های تربیت شدگان میدان حماسه وایثار در مکتب امامت ومهدویّت مشخّصند:

«1. اراده هایشان محکم است و گویا هر یک قوة چهل مرد را دارند!

2. از شیر دلیرترند!

3. از نیزه‌ کاری‌ترند!

4. عاشق و مطیع امام خود هستند!

5. اگر بر کوه‌ها بگذرند، کوه‌ها در هم فرو ریزند!

6. دست از شمشیرهای خود باز نمی‌گیرند تا آن که خدای تعالی راضی شود!

7. پارسایان شب اند!

8. شیران روز اند!

9. تنها از خدای متعال می‌ترسند!

10. فریاد «لا إله إلّا الله» آنان بلند است!

11. همواره آرزوی شهادت دارند!

12. بادهای مختلف آن‌ها را از مسیر حق جدا نمی‌کند!

13. جوانند!

14. بیشترشان ایرانی هستند!

15. شعارشان «یالثارات الحسین؛ بیاید به خون‌خواهی حسین» است.»[5]

جوانانی که دل در گرو موعود دارند ومی خواهند زمینه ساز ظهور او ونجات دین وانسان از چنگال ظالمان مسلسل یاشند باید بدانند که این نهضت عظیم جوان تنوری وپرشور و حماسه خواه وحماسه ساز والبتّه هشیار ودانا می خواهد. با ادّعا وروحیّه های بادکنکی! وتنبلی وتن پروری وجهل وغفلت نمی توان هیچ حرکت انقلابی را به راه انداخت یا یاری کرد.

اساسا در تاریخ نهضتهاى الهى هیچ نهضتى بدون یاران وفادار و فداکار جان نگرفته است, انبیا و پیام آوران حق با این که موید از ناحیه خداوند بودند, اما روى یاران مومن حساب مى کردند:

«و کاین من نبى قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فى سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا والله یحب الصابرین;[6]

و چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنان جنگیدند, آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها مى رسید سست نشدند و ناتوان نگردیدند و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.»

پیامبر بزرگوار اسلام در دوره بعثت على رغم ناملایمات و سختیهاى فراوان و اصرار دوستان بر اعلان جنگ با دشمنان خدا, اجازه نبرد مسلحانه با دشمن را نداد چرا که جنگ نیاز به «عده» و «عده» دارد و این در مکه فراهم نبود. با هجرت حضرت به مدینه این مهم برآورده شد. دوره سخت مکه در حقیقت دوره سازندگى بود.

حضرت در این دوره سربازانى فداکار پرورید; سربازانى که در جنگهاى پیامبر اکرم(صلّی الله علیه وآله) افتخارات فراوانى براى اسلام و مسلمین آفریدند. آن گاه که این زمینه ها فراهم شد در سال دوم هجرت اولین آیات قتال صادر شد:

«اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله على نصرهم لقدیر;[7]

به آنان که جنگ بر آنها تحمیل شده اجازه جهاد داده شد چرا که آنها مورد ستم قرار گرفته اند و البته خداوند بر یارى آنها قادر است.»

امام على(علیه السلام) هم سکوت و هم پذیرش حکومت را مستند به یاران مى کند و مى فرماید:

«...لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء الا یقاروا على کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها على غاربها...;[8]

اگر نه این بود که جمعیت بسیارى گردا گردم را گرفته و به یاریم قیام کردند و از این جهت حجت تمام شد و اگر نبود عهد و مسوولیتى که خداوند از علما و دانشمندان هر جامعه گرفته که در برابر شکمخوارى ستمگران و گرسنگى ستمدیدگان سکوت نکنند من مهار شتر خلافت را رها مى ساختم و از آن صرف نظر مى کردم...»

حضرت امام حسن مجتبى مهم ترین فلسفه صلح خویش را نداشتن یارانى مومن و وفادار و فداکار ذکر مى کند:

«لو وجدت انصارا لقاتلته لیلى و نهاری...;[9]

اگر یارانى مى یافتم شب و روزم را در جهاد با معاویه مى گذراندم...»

در دوره حضرت امام صادق(علیه السلام) یاران شعارى فراوان بودند ولى یاران وفادار اندک, ساده اندیشان مى پنداشتند که این یاران شعارى کارسازند, از این رو به امام صادق(علیه السلام) اعتراض مى کردند که با وجود این همه یاور چرا نشسته اید و قیام نمى کنید؟ امام (علیه السلام) در پاسخشان مى فرمود:

«لو کان لى شیعه بعدد هذه الجداء لما وسعنى القعود;[10]

 اگر به عدد این بزغاله ها (هفده عدد) یار مى داشتم قیام مى کردم...»

و در پاسخ «سهل خراسانى» که مشابه اعتراض فوق را داشت فرمود:

«... اما انا لانخرج فى زمان لانجد فیه خمسه معاضدین لنا نحن اعلم بالوقت... ;[11]

آگاه باش ما تا زمانى که پنج یار همراه نیابیم قیام نمى کنیم ما زمان قیام را بهتر مى دانیم...»

و حضرت امام مهدى(عجّل الله فرجه) نیز به همراه 313 نفر که در حقیقت فرماندهان لشگر حضرتند قیام مى نماید و با این قیام الهى جهان را پر از عدل و داد مى کند.

 

وظایف جوانان ایرانی در راستای زمینه سازی ظهور وتحقق تربیت حماسی نسل یاریگرمنجی روشن است وعزمی جدّی برای پیگیری آنها لازم است:

1.      آرمان شناسی وآرمان خواهی

جوان شیعه پیوسته خود را با آرمانها می سنجد وبا هدف قراردادن آنها مسیر درست ونزدیک را رصد میکند. بی تردید، آرمانها قدرت شگرفی در عرصه زندگی انسان دارند؛ استعدادهای آدمی را می پرورانند و او را تربیت می کنند. پیوسته شیعه در کوه سار آرمانهای بلند، به جریان رشد و بالندگی و پرورش خود، ادامه داده است. این گونه بار مسؤولیت را در گردنه های سخت تاریخی به دوش کشیده و از حرکت باز نایستاده و همیشه به این آرمانها دلگرم بوده است.

عن الکاظم علیه السلام :«انّ الشیعة تربّی بالامانی منذ مأتین سنة»[12]

امام کاظم می فرمایند: «شیعه دویست سال است که در سایه آرمانها پرورده و تربیت می شود. »

وآرمان جوان شیعه از نگاه بزرگترین حماسه ساز قرن خمینی کبیر این است:

ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی (صلّی الله علیه وآله) است به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان - ارواحنا فداه - هموار می کنیم.[13]

2.      نفی وضع موجود ونفی نگاه غربی به جهان وانسان

سالهاست که روشنفکر محافظه کاران با نگاه گداگونه به غرب فرهنگ وتمدّن ریشه ای اسلام را مهجور کرده اند وجوان حماسی ایرانی باید این روند را عوض کند:

«امروز در چشم بسیارى از نخبگان و کارگزاران ما، مدل پیشرفت صرفاً مدل‌هاى غربى است؛ توسعه و پیشرفت را باید از روى مدل‌هایى که غربى‏ها براى ما درست کرده‏اند، دنبال و تعقیب کنیم. امروز در چشم کارگزارانِ ما این است و این چیز خطرناکى است؛ چیز غلطى است؛ هم غلط است، خطاست، هم خطرناک است.

غربى‏ها در تبلیغات خیلى ماهرند؛ در طول این 300-200سالى که کار تبلیغاتى پى‏درپى مى‌کنند، با تبلیغات موفقِ خودشان توانسته‏اند این باور را در بسیارى از ذهن‌ها به‌وجود بیاورند که توسعه‌یافتگى مساوى است با غرب و غربى شدن. هر کشورى بخواهد کشور توسعه‌یافته‏اى محسوب بشود، بایستى غربى بشود؛ این تبلیغات آنهاست. هر کشورى که از الگوهاى موجود غرب فاصله داشته باشد، توسعه‏افته نیست و هر چه فاصله‏اش بیشتر، فاصله‏اش از توسعه‏‌یافتگى بیشتر. این‏طورى مى‌خواهند جا بیندازند و متأسفانه در ذهن‌ها جا انداخته‏اند.»[14]

3.      تبدیل توهّم به تحوّل در تحلیل مسائل آیندۀ جهان

اگر بخواهیم انقلاب ما زمینه ساز ظهور امام زمان (عجل الله فرجه) باشد باید تحول در فرد و جامعه شیعى را زمینه سازى کنیم. براى رسیدن به این هدف باید تحول در جامعه و حاکمیت از یک سو و از سوى دیگر تحول فردى با افزایش: معرفت، محبت، اطاعت و تسلیم در برابر امام زمان (عج)ایجاد شود.

متاسفانه برخى در توهم بسر مى برند و بدون ایجاد این زمینه سازیها خود را منتظر مى نامند در حالیکه که اگر این روابط اصلاح نگردد زمینه سازى اتفاق نمى افتد.

 

4.      تقویت و رشد علمی و معنوی جوان ایرانی

جامعۀ مدعی زمینه سازی ظهور باید توانایی های لازم را برای این امر داشته باشد . لذاجوان ایرانی باید به سمت ارتقاء معنویات خود جهت ایجاد صلاحیت های مورد نیاز برای یاری امام حرکت کند. البتّه حکومت اسلامی نیز باید با تمام توان در راستای رشد و بالندگی علمی ، تکنولوژیکی و نظامی حرکت کند و علاوه بر تامین قدرت بازدارندگی دفاعی ، آمادگی های نظامی لازم را برای تامین اهداف بلند انقلاب جهانی به دست آورد . چنانکه در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است:

«لیعدن احدکم لخروج القائم و لو سهما»[15]؛

هر یک از شما براى قیام قائم(عج) باید آماده گردد هر چند با تهیه یک تیر باشد».

وامام کاظم(علیه السلام) فرمود: من ارتبط دابّة متوقّعاً به أمرنا و یغیظ به عدوّنا و هو منسوب الینا ادرالله رزقه و شرح صدره و بلغه أمله و کان عوناً على حوائجه.[16]

هر کس اسبى ( کنایه از وسیلۀ نقلیّه) را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن، دشمنان ما را خشمگین سازد، در حالى که منسوب به ما است؛ خداوند روزى‌اش را فراخ گرداند و به او شرح صدر عطا کند و او را به آرزویش برساند و در رسیدن به خواسته‌هایش یارى کند.

اسب به عنوان تمثیلى از تمهیدات نظامى متناسب است که باید در هر زمان ـ مطابق با شرایط و مقتضیات ـ فراهم گردد.



[1] حج، 40.

[2] النعمانى،ابی مریم، الغیبه، ص 203.

[3] اشاره به تعبیر امیرالمؤمنین علی علیه السلام راجع به یکی از خلفا که از فرط عیّاشی وستمگری توسّط گروهی از مهاجمین خشمگین به هلاکت رسید. ر.ک: نهج البلاغه صبحی صالح، خ 3 (موسوم به خطبۀ شقشقیّه).

[4] اشاره به تعبیر مقام معظّم رهبری راجع به حماسه ساز نوجوان دفاع مقدس شهید حسین فهمیده که فرمودند: «شهیدفهمیده حاصل تربیت صحیح اسلامی است.» (سخنرانی درسالگرد شهادت شهید فهمیده )

[5] ر.ک: معجم الاحادیث الامام المهدی ج1، ص393؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص334 و 307؛ بلخی حنفی، سلیمان، ینابیع المودة، ص509.

[6] آل عمران146.

[7] طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج14, ص382 و 383.

[8] خطبه سوم نهج البلاغه

[9] مجلسی، محمدباقر،بحارالانوار, ج44, ص147.

[10] کلینی،محمد بن یعقوب، اصول کافى, ج2, ص242 و 243.

[11] مجلسی، محمدباقر،بحارالانوار, ج47, ص123.

[12]   نعمانی،ابی مریم، الغیبه، ص 295.

[13] صحیفه نور ج ۲۰ صفحه ۱۳۲ تاریخ: 6/5/1366.

[14] سخنان مقام معظم رهبرى در دیدار با دانشجویان دانشگاه مشهد در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت ماه سال ۸۶.

[15] نعمانی،ابی مریم، الغیبه، ص‏172، بحار، ج‏52، ص‏366 .

[16] کلینی،محمد بن یعقوب، کافى، ج 6، ص 535، ح 1.